مرتضى راوندى
729
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
زيرا در انجيل سعى و تلاش و مبارزه در راه تأمين وسايل زندگى مادى و جنگ با ستمگران و متجاوزان مطلقا منع شده است : « در تورات گفته شده است چشم را به عوض چشم ، دندان را در عوض دندان قصاص كنيد اما من ( يعنى عيسى ) به شما مىگويم ، در مقابل آدم فاسد و شرير « مقاومت نورزيد » . . . انديشه مداريد كه چه خوريد و چه آشاميد و يا چه پوشيد ، مرغان نه مىكارند و نه مىدوزند و نه ذخيره مىكنند . . . » « 1 » با اين حال ، نبايد اين تعاليم را علت اصلى سقوط امپراتورى انگاشت ؛ زيرا مردم دنبال منافع مادى خود مىروند و هيچ دستور مذهبى و اخلاقى قادر نيست بشر را به كلى از توجه به امور مادى بازدارد . اكنون قرنهاست كه اروپاييان و امريكاييان ، ظاهرا به مسيحيت گرويدهاند ، ولى عملا به هيچيك از تعاليم عرفانى انجيل عمل نمىكنند . بنابراين ، بر خلاف نظريه گيبون ، بايد علل سقوط امپراتورى روم را ، در غلط بودن نظام اقتصادى و اجتماعى و استثمار وحشيانهء اكثريت مردم جستجو كرد ، نه در اشاعه مسيحيت . از روم قديم ، فكر و انديشه اقتصادى جالبى بيادگار نمانده است آنچه مسلم است در روم قديم مانند يونان ، بين پاتريسينها و پلبينها كه زمينهاى خود را از كف داده بودند و از جهات مختلف مورد تجاوز قرار ميگرفتند هميشه اختلاف و مبارزه طبقاتى برقرار بود . تيبريوس كه نمايندهء طبقات محروم بود ، براى حفظ منافع اقتصادى عامه ، پيشنهاد كرد كه : 1 . حدود املاك يك خانواده به ميزان معينى ، محدود گردد ، و هيچكس زائد بر هزار جريب رومى نداشته باشد . 2 . به كشاورزانى كه زمين خود را از كف دادهاند ، بار ديگر زمين داده شود . 3 . به بينوايان رومى به قيمتى نازل ، هر ماه 43 ليتر گندم داده شود . 4 . به كليهء طوايف لاتين و بعضى از ايتالياييهاى ديگر ، حق شهرنشينى داده شود . تيبريوس در پاسخ اعتراضات اغنيا ، در پشت تريبون ، چنين گفت : حتى حيواناتى كه در سرزمين ايتاليا وجود دارند ، پناهگاهى براى خود دارند و در غار يا شكاف كوه مسكن مىكنند ؛ و حال آنكه مردم محروم ايتاليا كه براى اين سرزمين جان خود را فدا مىكنند ، فقط از هوا و روشنايى استفاده مىكنند . اين مردم با زن و اطفال خود حيران و سرگردان از اينسو به آنسو مىروند . اينكه فرماندهان به سربازان ، در ميدانهاى جنگ مىگويند كه براى خود و آب و خاك و مقابر و معابد خانوادهء خود بكوشيد و از جان خود نهراسيد ، سخنى دروغ است . بلى ، اين بيچارگان كه به ميدان جنگ مىروند و كشته مىشوند ، بخاطر حفظ ثروت و مال و لذت ديگران است . آنها صاحب يك وجب زمين در قلمرو مملكت نيستند . « 2 » با اينكه در روم از لحاظ اقتصادى ، صاحبنظرى ظهور نكرده است ولى سازمان حكومتى و ادارى و نظم و نسق باستانى روم قابل توجه است . ديوكلسين « 3 » ، امپراتور روم در 301 قبل از ميلاد ، بموجب فرمانى چند ، سعى كرد با تورم مالى و افزايش روزافزون قيمتها مبارزه كند ولى
--> ( 1 ) . عهد جديد ، [ انجيل متى ] ص 6 . ( 2 ) . ر ك : پلوتارك ، حيات مردان نامى . ترجمهء رضا مشايخى ، ج 4 ، ص 87 - 74 . ( 3 ) . Diocletian